Matches in DBpedia 2014 for { <http://dbpedia.org/resource/Maneli> ?p ?o. }
Showing items 1 to 15 of
15
with 100 items per page.
- Maneli abstract "Maneli is a Persian name that means mermaid.http://en.wikipedia.org/wiki/MermaidMermaidThe poet Ali Esfandiāri, who later adopted the pen name Nima Yushij, titled one of his books "Maneli".[citation needed]"Maneli" or "برایم بمان" in the Persian language also means "stay with me".[citation needed]It also symbolizes love and devotion.[citation needed]در مقدمه مانلینظیر به شالوده ی این داستان با تفاوت ها یی در ادبیّات دنیا دیده می شود، من اوّل کسی نیستم که از پری پیکردریایی حرف می زنم، مثل این که هیچ کس اوّل کسی نیست که اسم ازعنقا وهمه می برد، جز اینکه من خواسته ام به خیال خودم گوشت و پوست به آن داده باشم.این داستان را من پیش از سال ۱۳۲۴ کم و بیش روبراه کرده بودم، درست دو سه سال پیش از ترجمه «اوراشیما»ی یکی ازدوستان من، این داستان را از هر حیث می پسندید، من میل داشتم داستان به نام او باشد.در این صورت چون نام او در میان بوده، دراشعار این داستان از آن سال به بعد وسواس زیاد به خرج داده ام، دراین اشعار خیلی دست کاری کرده ام که خوب تر و لایق ترازآب در بیاید.اگر شیوه ی کار مخصوص من اسباب رو سفیدی من باشد یا نه، یا من اولین کسی به حساب دربیایم که به این شیوه در زبان فارسی دست انداخته ام فکر می کنم همه این کنجکاوی ها بیشتر به کار دیگران می خورد نه به کار من، من کار خود را کرده ام اگر خود را نمایانده باشم، همانطور که بوده ام و نسبت به زمان خود در یافته ام، قدراقل این فضیلت برای من باقی ست که صورت تصنع را از خود به دور انداخته ام.چیزی که بیشتر به درد من می خورد موضوع فکری دراین داستان است، من در باره ی قدرت تعهد خود نسبت به بیان موضوع فکر میکنم. این داستان درواقع از نظر معنی جواب به اوراشیمای همان دوست من است، آن که اکنون زنده نیست یعنی برومند ترین کسی که من در بین همه ی دوستانم نسبت به آب و خاک خود در قلمرو کار نویسندگی دیده ام.امید وارم دیگران از کسانی که پیش از آنها زندگی کرده اند برومند تر باشند.مانعی برای میل به پیشرفت وچشیدن مرارت های آن در بین نیست.بخشی از یک نامه.............نازنین پیکر دریایی گفتش :« امامن سودازده را جای درآبشوق دیدار تو آورد برآبای زمینی پیوندبا غریبان که غم روی تو دارند به دلغم دیگر مپسندبا هوایی که به روی دریاستدارد ازنازکیم، پوست به تن می خشکداگرازلطف تو پیراهن توتن من می پوشید؟»طوق واراز بر سر کرد به درمرد الیجه ی کهنش از تن و او را دادشگفت: « بادا تنت از بدهربیماری دوربر لبت باشد هر چیز گوارآنچه تو خواسته یی از من اینلیک از این خواهش مسکینان تراعرق شرم میفکن به جبینخسته ام خاطرودل سوخته امبس که من وصله برآن دوخته امژنده در ژنده که می بینی ازاین گونه از آنان باشدکه دراین زندگی تلخ چومنکار ایشان نه به سامان باشد »دل به دست آور دریایی دست سردشبر سر شانه ی عریان وی آمد که درآنمی نمودش به درشتی ستخوانآفرین بر وی آورد بسی« چه کسی بامن و بامن چه کسیآه! چه خوب ! چه برخوردی خوشبه سخا مرد بزرگا که توییبه ره دوست نجسته جز دوستآنچه زان خود می داند، داند هم از اوستنازنین مردی هشیار که تومرد هوشیاری در کار که توتا من زنده به تنباشد از کارت برمنکز تو باشم خرسندراست آمد که توانگر مردمتنگ چشم اند و به تنگی نگراندل به رحمی و صخا باشد، ازآن دگرانمن پریشانم وشوریده ولیکآنچنانی که کنون می شایستنیستم تا مزه ات بخشم از حرف که هستماهیان من با من همه سر کش شده اندوزمن این گونه به شفقت، سوی آب شیرینمی گریزند همهمانده زاین حسرت با مژگانمفکر یک لحظه ی کوته که مگربتوانم من از این رنج رهیددمی آسوده به یک گوشه کپیدمی سپاری به من، ای مرد جوانمرد آیادام و قلابت راکه به چنگ آورم آن سنگ دلان را سرکش؟»مرد که هرچه به راه وی داد ازکف، دادش هم اینگر چه بی آن مَدَد دست که بودبه دل آسوده نمی خفت شبینامد از ملتمس او به دل او تبعیبرسرناوش آورد نشستدل برآن مهوش دریای بستهمچو چشمانش بر بست دهاندست های وی ازهم بگشادرفت گویی ازهوشواندرآغوشی افتاد.دلنوازنده ی دریا خندیدهر دو را آنی دریا بلعیدو زبرگردش آبهمچنان کز همه زشت و زیبانه به جا ماند سروری نه عذابموجی افکند فقط دائره چنداندرآن دائره شورید و بهم آمد خرددائره روشنی ماه برآبپس به هم در پیوسترشته ها از زنجیرحلقه درحلقه ی مذابی ز زر ناب در آبمثل این کز برانگاره یی ازآتش از دور رهیریخته درهم بسیار آوارجانور هیکل چند می گریزند و به تشویش شده ره بردارماه درابر نهان می آمدبود پوشیده اگر نقشی درموج اکنونروی دریای گران می آمد......گفت با خود :« همه بیدار من اَندمن سودایی بیدار که اَم؟هست حتی به چمن پنداریهمچنانی که به شب های بهارجنبش از روی شتابش شب تابکس نکرده ست به قدرمن درکار درنگنکشیده ست براندازه ی من رنج کسیچقدر رنج من و لذت من بود نهانبدرانداخت چه اندیشه ی دورم از راه »و به خود باز درآمد به سخن:« چه پریشان شده امآخر عمر چه حیران شده اماین سخن ها ز کجا می آیدمن ویران شده را کیست که او می پایدچه فسونی که به آبدر فکندند و به کارم کردند؟که به چشم من هرچیز دگرگونه شد و بیگانهدل دیوانه ی دریای نهان کار مبادم که چو خودکرده باشد نه نهان، دیوانه؟ازچه درچشمم هرچیز به رنگ در یاست؟روی این سنگ به سنگاز کجا آمده نیلوفر آبی که به منبا گلشن خنده گشا ست.وای برمن که بپیمودم این راه درازو سراسر شب من خوابم بوده ست به دریای چنانمن خاکی نسبت دریا دوستکه به چشمم زهمه سو دریاستو آنچه ام دل بستاند با اوستدر کجا راهم روزی پیدا ستبا سرانجامی این گونه دچاربه کجا خواهم شد ره بردارتن به خاک اندرم و دیده برآبهر یکی زاین دو ز یکسو به عذابچه کنم با تن، اگر دیده نهمگرهمه بود زیان ورهمه سودسرنوشت من دریا زده چون خواهد بود........خرداد ماه سال۱۳۲۴ مطابق با دی ماه طبری سال۱۳۱۴".
- Maneli wikiPageExternalLink Mermaid.
- Maneli wikiPageID "9832375".
- Maneli wikiPageRevisionID "606659759".
- Maneli hasPhotoCollection Maneli.
- Maneli orphan "February 2009".
- Maneli refimprove "December 2013".
- Maneli subject Category:Persian_language.
- Maneli comment "Maneli is a Persian name that means mermaid.http://en.wikipedia.org/wiki/MermaidMermaidThe poet Ali Esfandiāri, who later adopted the pen name Nima Yushij, titled one of his books "Maneli".[citation needed]"Maneli" or "برایم بمان" in the Persian language also means "stay with me".[citation needed]It also symbolizes love and devotion.[citation needed]در مقدمه مانلینظیر به شالوده ی این داستان با تفاوت ها یی در ادبیّات دنیا دیده می شود، من اوّل کسی نیستم که از پری پیکردریایی حرف می زنم، مثل این که هیچ کس اوّل کسی نیست که اسم ازعنقا وهمه می برد، جز اینکه من خواسته ام به خیال خودم گوشت و پوست به آن داده باشم.این داستان را من پیش از سال ۱۳۲۴ کم و بیش روبراه کرده بودم، درست دو سه سال پیش از ترجمه «اوراشیما»ی یکی ازدوستان من، این داستان را از هر حیث می پسندید، من میل داشتم داستان به نام او باشد.در این صورت چون نام او در میان بوده، دراشعار این داستان از آن سال به بعد وسواس زیاد به خرج داده ام، دراین اشعار خیلی دست کاری کرده ام که خوب تر و لایق ترازآب در بیاید.اگر شیوه ی کار مخصوص من اسباب رو سفیدی من باشد یا نه، یا من اولین کسی به حساب دربیایم که به این شیوه در زبان فارسی دست انداخته ام فکر می کنم همه این کنجکاوی ها بیشتر به کار دیگران می خورد نه به کار من، من کار خود را کرده ام اگر خود را نمایانده باشم، همانطور که بوده ام و نسبت به زمان خود در یافته ام، قدراقل این فضیلت برای من باقی ست که صورت تصنع را از خود به دور انداخته ام.چیزی که بیشتر به درد من می خورد موضوع فکری دراین داستان است، من در باره ی قدرت تعهد خود نسبت به بیان موضوع فکر میکنم. ".
- Maneli label "Maneli".
- Maneli sameAs m.02ptfw8.
- Maneli sameAs Q16278850.
- Maneli sameAs Q16278850.
- Maneli wasDerivedFrom Maneli?oldid=606659759.
- Maneli isPrimaryTopicOf Maneli.